الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

42

الغدير ( فارسي )

در كناره‌هاى سرائى كه شما در آن مىزيستيد ايستادم كه جاى تهى ماندهء شما پس از رفتن خودتان مستمند است نشانهء خانه هائى مندرس ( پوسيده ) گرديد كه درسهائى از دانش خداوندى و ياد او در آنها برگذار مىگشت و ابرهائى از سرشگهايم چندان بر آن باريدتا درختهاى بان و كنار را آبيارى كرد ‹ 34 › بادورى از شما جدائى روانم از تن گوارا مىنمود و انديشه در دلم بر روى ويرانه هائى از كوى آشنائى در گردش بود ابر - از فراز آن - كناره گرفت و پس از حسين - چنان كه بايد - از باريدن و نيكى كردن دريغ داشت . پس از همان پيشواى راستين و دخترزادهء پيامبر ، پدر راهبران ، كه باز داشتن مردمان از بدىها با او بود و خود ؛ سرپرستى است كه كار فرمانروائى را به گردن دارد . پيشوائى كه پدرش - مرتضى - درفش راهنمائى است - و جاى نشين و برادر و داماد فرستادهء خدا - رهبرى كه آدميان ، پريان ، آسمان ، درندگان بيابان ، پرندگان و خشكى و دريا در ماتم او گريسته‌اند . گنبدى سپيد در كربلا دارد ( 1 ) كه فرشتگان هماره به دلخواه خويش گرداگرد آن چرخ مىخورند . پيامبر دربارهء او فرمود - و چه سخنى بس درست و آشكار كه هيچ جائى براى نپذيرفتن نگذاشته -

--> ( 1 ) گنبد پاك ؛ در آن سده‌ها سپيد بوده و امروز لايه اى از زر و سيم بر آن پوشانده‌اند تا زرد فام شده و رنگ آن بينندگان را شادمان مىدارد ، چنانچه درون آن نيز ساختمانى شكوهمند و پر از آئينه كارى است . ن